31.یه جوری بزنم خون بالا بیارنا

از زمان ریاست جمهوری هاشمی آقا دارن میگن نظام بانکی رو درست کنید
نود درصد مراجع میگن سود قطعی بانکی و جریمه دیرکرد حرام اندر حرامه
ککتون نمیگزه
اونوقت عی چسبیدید به اینکه چون از وزارت میشه استنباط حق ولایت رو کرد
پس نمیشه وزیر زن داشته باشیم

#اگه به ظریف میگم خاک... به اینا میگم تف...

منبع این نوشته : منبع

30.حکایت دوست داشتن

آدم وقتی یکی رو دوست داره سعی میکنه نشون بده چیزایی که طرفش دوست داره رو دوست داره.

وقتی این دوست داشتن بشه از ته قلب اون وقت سعی میکنه همه کارهاش شبیه کسی که دوست داره باشه.

اما یه وقتی هم هست قلب که سهله، ذره ذره وجود آدم غرق در عشق میشه.

فنای در عشق میشه.

اون وقته که نه تنها لحظه لحظه زندگیش بلکه حتی مرگش هم شبیه یار میشه.

کاری هم نداره یار در کنارش باشه یا هزاران کیلومتر دورتر و یا با هزاران سال فاصله زمانی.


هر کی میرسید میپرسید چرا اینقدر دوستش داری؟

میگفتم چون اون قدری امامش رو دوست داشت که خدا شهادتش رو شبیه امامش قرار داد ولو زودتر از امامش.

بعدها فهمیدم شیخ صدوق از پیامبر (ص) خطاب به مولا (ع) نقل کرده که عقیل رو دوست دارم به خاطر پسرش که به دوستی پسر تو کشته میشه.


#مولا حسین لب تشنه بی سر لبیک

#السلام علیک ایها السفیر الشهید

#اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد علیهم السلام



منبع این نوشته : منبع
دوست ,محمد ,میشه ,امامش ,دوست داره ,دوست داشتن

29.اینجوریاس

شکرخدا با دعای دوستان آبجی کوچیکه صبح از بیمارستان مرخص شد.
و بنده اولین عطسه رو تو راهروی بیمارستان زدم. الان تو فاز سردرد و اشک ریزانم.
در حدی که وبلاگ پژوهشگر رو بازکردم بعد میگم از جناب صفایی نژاد بعیده اینقدر بیربط بنویسن! بعد رسیدم آخر متن دیدم یه وبلاگ دیگه رو باز کردم اصلا.

#فاتحه فراموش نشود لطفا

منبع این نوشته : منبع

28. من و آقای بابا 1

آقای بابا: شام نمیخوای بخوری دختر

من: الان میام داغ میکنم

+ فشارم بالاست فکر کنم. امروز تو افتاب تند کار کردم

- چکشی کار کردی چرا؟

+ گفتم مشتری زنگ میزنه. قول دادم مردم رو

- ای بابا

+ دختر این رو گذاشتی داغ شدا

- اومدم

+ تو بخور من بعدا

- نه بیا به اندازه هست

+ نه دارم میرم درمونگاه. فشارم بالاست فکر میکنم

- میخوای بیام باهات

+ نه میرم. تو در رو قفل کن فقط

.

.

.

+ دختر

- اومدی؟ چی شد

+ فشارم خوب بود. گرمازده شدم. سرم اانگار تو میخوره (= چرخیدن)

- چرا تو سایه نرفتی؟

+ چاره نبود (احتمالا رنگ کاری داشته)

- ببین آخه چه حرف الکی میزنه

+ زیاد میزنه

- دیدی برای فوت ابراهیم یزدی چی نوشت؟

+ روزنامه رو دیدم

- روزنامه نه. تو صفحه شخصیش نوشته. بعد بچه ها جمله سال 64 رو هم گذاشتن کنارش.

+ داره به سمتی میره که بشه متناقض ترین ادم تاریخ انقلاب

- خب باید چکار کرد؟

+ چی رو چکار باید کرد

- با همین ایشون دیگه. ما که ضربه این تناقضات رو میفهمیم کاری از دستمون بر نمیاد. مردم هم نمیشه گفت نمیفهمن ولی براشون مهم نیست

+ تا مردم آگاه نشن هیچ کاری نمیشه کرد. خود خدا حجتش رو از نظرها مخفی کرده تا مردم نکشندش. میخوای چکار کنی؟ مردم باید آگاه بشن


سنجاقـ ـَک:


منبع این نوشته : منبع
مردم ,کاری ,چکار ,میزنه ,فشارم ,دختر ,فشارم بالاست ,آقای بابا

27.از این حسن تا آن حسن صد گز رسن

جفاست حکایت تو را حکایت صد گز بخوانیم
تفاوت تو از زمین تا آسمان است
خرمشهر که آزاد شد
اسراییل شش روز جولان را بمباران کرد
این به ظاهر هم وطن ها کاسه لیسان دست پرورده همان جلاد اند
تو بتاز مرد
بتاز شیرمرد
در مصاف سگهای هار
تنها گلوله چاره ساز است


#نواده روح الله، سید حسن نصرالله

منبع این نوشته : منبع

25.روحم شاد و الی آخر

آبجی کوچیکه همچنان بیمارستانه. گوش میانیش درگیر شده.
آنتن تلویزیون باز پریده و فقط شبکه یک و استانی رو به صورت آنالوگ برفکی دارم.
دکمه چسب حرارتیم هم شکسته بیکارم.
استرس جواب ارشد هم که بماند. به مدد موسسه ثامن امیدم به شبانه هم برباد رفت و فقط روزانه.

#و همچنان جواب همه پیاما رو میدم: من زنده ام

منبع این نوشته : منبع

24.عزیزم کجایی

آبجی کوچیکه دوشنبه بی حال و خسته از اردوی تیم ملی اومد. سه شنبه علایم سرماخوردگیش شروع شد. دکتر آنتی بیوتیک داد ولی هم چنان بی حال بود. الان 24 ساعته بیمارستان بستری شده. خونه سوت و کوره بدون وروجکم

#لطفا برای شفای همه مریض ها از جمله آبجی کوچیکه من دعا کنید. ممنون

منبع این نوشته : منبع
آبجی کوچیکه

23.فرمول فراموشی

گاهی فقط میشه گفت لطفا همدردی نکنید.
نمیدونم با چه فرمولی محاسبه کرده که وقتی بچه بزرگ بشه، سیگارهایی که روی تنش خاموش شده رو فراموش میکنه.


#واقعا نمیدونم!
#کم عصبانی بودم متن میم جان ( http://l1l.ir/28sk ) هم بهش اضافه شد. خدا رحمت کنه شهید شوشتری رو که میگفت اگه کسی اعدام شد خانواده ش گناهی ندارند.

منبع این نوشته : منبع

22.کلانتر

مامان خانم با خنده از بیرون اومد:
ـ چرا میخندی؟
+ ب... سر کوچه منو دید پرسید کجا میری، گفتم خونه دوستم. میگه تنها میری؟ دختراتو نمیبری؟ از شوهرت اجازه گرفتی؟
ـ دیگه؟!!!


#پناه میبرم به خدا از زبون این دهه نودیا
#از سری ماجراهای نوه عمه

منبع این نوشته : منبع